پاییز ها و زمستان های سرد و تاریک

پاییز ها و زمستان های سرد و تاریک

پاییز ها و زمستان های سرد و تاریک

 

 

snow-night copy

 

 

 

یاد خاطرات کهنه

آخر پاییز بود

صحنه ی بیکار ارباب

باران بشدت میبارید

رعدها همراه شده بود با ترس ها

و بوی نم باران از درختان لاله

و اینک زمستان زمستان در راه است

سرمایش را حس میکنم

پنج و چهل و پنج دقیقه ی صبح بود

و من قدم زنان در کوچه ها

به صدای زیبای فرهاد گوش می کردم

و من چه زیبا پاییز ها و زمستان های سردو تاریک را سر کردم

در زمانی که تنهایی را بهترین همدم خود میدیدم

و من هنوز در انتظار

آغاز فصل سرد فروغ نشسته ام…

 

 

 

نوشته ی حسین نشاطی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *