ونگوگیسم(یا سندروم انتخاب اسم حیوانات)

ونگوگیسم(یا سندروم انتخاب اسم حیوانات)

ونگوگیسم(یا سندروم انتخاب اسم حیوانات)

 

 

۹۳۸۶۰۹_۱۲۵

 

در حقیقت، من هیچ وقت قصد نداشتم اسم یک ماهی
آبی(۱)رو که مثل یک میمون(۲) از تنگش میپره بیرون بذارم “ونگوگ”…ونگوگ…!!
نیم ساعت بهش خیره شدم و چند ثانیه یک بار صداش کردم ونگوگ؟؟!!… نه توی من حس خاصی بوجود می اومد و نه اون توجه خاصی می کرد، به اینکه اسمش صدا شده… ولی دوساعت قبل که اسمش اصغر ترقه بود، وقتی صداش می کردم انگار باله ی سمت چپ زیر شکمشو یک طور معناداری تکون می داد؛ مثل سگها که وقتی صداشون میکنی با یک صدای خاصی جوابتو میدن… نه اینکه منم یک حس خاصی پیدا کنم،اما … اما خوب در واقع خوشم میومد که بالشو اونجوری تکون میده… و خلاصه به این ترتیب، و بنابر “جبر روزگار” اصغر ترقه شد ونگوگ… اما با همه ی این تفاسیر اوژن یونسکو(۳) واقعن اوژن یونسکو بود… نه مثل ونگوگ که اصغر ترقه باشه و بعد بخوایم گولش بزنیم که نه پسرم، تو ونگوگی … تو لطیفی… تو نقاشی…پس باید اسمت ونگوگ باشه… ونگوگ نقاشه ولی اصغر ترقه پهن فیله؟ یعنی طرف اسمش اصغر ترقه باشه از شکفتن استعدادهای مثبتش جلوگیری میشه؟؟؟؟؟البته میشه به این اعتقاد داشت که اصغر ترقه، می تونه از ونگوگ هم ونگوگ تر بشه.اوژن هم میتونست نویسنده ی بزرگی بشه ،این رو از اونجایی فهمیدم که دوسه ساعت لای یکی از کتابهای برتولت برشت رو براش باز میکردم و صفحه به صفحه ورق میزدم و بعد از اتمام می دیدم که نگاهش عمیق تر شده …و این عمیق شدن انقدر ادامه داشت تا به حدی رسید که بعد از دوسه هفته ،یک روز صبح جسد با استعدادترین ماهیم روی آب خم شده بود…
به هرحال،امیدوارم ونگوگ به سرنوشت اوژن دچار نشه و خدا همه ی اسیران آب رو بیامرزه…

پ.ن یک:منظور از ماهی آبی ،ماهیی نیست که در آب زندگی میکند،بلکه قصد نویسنده ماهی آبی رنگ بوده.
پ.ن دو: شاید گفتن مثل میمون یک مقدار از شان و منزلتش کم کنه،درست این بود میگفتم به چابکی میمون…

پ.ن سه:بعد از ملالتهایی که برای تربیت جعفر جنی و حسنک و فوکو کشیدم،فقط اوژن بود که درک بالایی داشت و به شکل تراژیک مرد…

 

 

نوشته ایمان صادقی راد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *